الهاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الهاب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ لِهْب، گشادگی میان دو کوه یا شکاف کوه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به لِهب شود.
الهاب . [ اِ ] (ع مص ) برافروختن آتش . (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). شعله ور کردن آتش . (از اقرب الموارد). ◄ نیک دویدن اسب . (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). سخت تاختن اسب چنانکه گرد برانگیزد. (از اقرب الموارد). ◄ پیاپی درخشیدن برق . (منتهی الارب ) (آنندراج )(از اقرب الموارد). ◄ تشویق و تهییج کسی بکاری : الهبه للامر؛ هیّجه له . (از اقرب الموارد).