واژه جو

الپاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الپاق . [ اُ ] (اِ) رجوع به الباغ و الپاغ شود : آن قامت دراز که زناج برکشید الپاق نان پهن بقدش قصیرشد. بسحاق اطعمه (از رشیدی ).

معنی الپاق | واژه جو