واژه جو

الکنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الکنی . [ اَ ک َ ] (حامص ) (از: الکن عربی + یاء مصدری فارسی ). کندزبانی . الکن بودن . لکنت . رجوع به الکن شود : عالی عبارت خوش عذب فصیح تو از الکن الکنی برد از ابکم ابکمی .

معنی الکنی | واژه جو