واژه جو

الکیم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الکیم . [ اَ ] (اِخ ) کاهن بزرگ یهودیان . وی این منصب را بطور غیرقانونی بکمک آنتیوکوس اوپاتور حکمران سوریه (١٦٢ - ١٦٣ م .) بدست آورد و در عرض سه سال حکومت فلسطین را دچار مصائبی کرد.و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ١ ص ٣٣٤ شود.

معنی الکیم | واژه جو