واژه جو

الی کاک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الی کاک . [ اَ ] (اِ مرکب ) آلوکک . الیکک . آلبالوی جنگلی . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به الیکک شود.

معنی الی کاک | واژه جو