واژه جو

الیاس غز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الیاس غز. [ اِل ْ س ِ غ ُ ] (اِخ ) (امیر...) از امرای غزان . موکل سلطان سنجر در زندان غزان بود. رجوع به تاریخ گزیده چ لیدن ص ٤٦٢ و حبیب السیر چ خیام ج ٢ ص ٥١٢ شود.

معنی الیاس غز | واژه جو