الیاف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ لیف ؛ تارها و رشتههایی که از گیاهان به دست میآید.واژه قبلی: الی الحالواژه بعدی: الیجه