واژه جو

امبرباریس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امبرباریس . [ اَ ب َ ] (مأخوذ از یونانی، اِ) زرشک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از تیره ٔ زرشکیان است که در کوهها میروید و زنگ گندم انگل آن است . (از گیاه شناسی گل گلاب، ص ٢٠٠) .

معنی امبرباریس | واژه جو