واژه جو

امتعاط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امتعاط. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برکشیدن شمشیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). برکندن از جای برکشیدن نیزه . (از اقرب الموارد). ◄ برافتادن موی از بیماری . پی درپی افتادن پشم . ◄ بلند برآمدن روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بلند و دراز شدن روز. (از اقرب الموارد).

معنی امتعاط | واژه جو