امتناع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امتناع . [ اِ ت ِ ] (ع مص، اِ مص ) بازایستادن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). واایستادن . (مقدمه ٔ لغت سیدشریف جرجانی ). بازداشتگی . (ناظم الاطباء). سر باززدن . (فرهنگ فارسی معین ). ممانعت . (ناظم الاطباء). خودداری . (فرهنگ فارسی معین ). تعرض . عدم روایی . عدم قبول .عدم پذرفتاری . (ناظم الاطباء). استنکاف : کنم قصد نه شهر علوی که همت از این هفت سفلی نمود امتناعی . خاقانی . یکی را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم به علت آن اختیار آمد که غالب اوقات نیک و بد در سخن اتفاق افتد. (گلستان سعدی ). ◄ انکار. (ناظم الاطباء). ◄ قوی گشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (مقدمه ٔ لغت سید شریف جرجانی ) (ناظم الاطباء). ◄ در اصطلاح فلسفه، مقابل امکان و وجوب و عبارت از سلب امکان است . (ازفرهنگ علوم عقلی، تألیف دکتر سجادی ).