امحاح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امحاح . [ اِ ] (ع مص ) کهنه شدن جامه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ امحاح کتاب ؛ خواندن آن . (از اقرب الموارد). ◄ امحاح خانه ؛ از میان رفتن اثر آن . (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امحاح . [ اِ ] (ع مص ) کهنه شدن جامه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ امحاح کتاب ؛ خواندن آن . (از اقرب الموارد). ◄ امحاح خانه ؛ از میان رفتن اثر آن . (از اقرب الموارد).