امر محال
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بطلان، عبث، پوچی، بیهودگی، بطالت حرف نامربوط، حرف مزخرف، یاوه، مهمل، سفسطه یاوهگویی، بیهودهگویی، مسخرگی عبث بودن بیمناسبتی، بیجایی، بیموردی، فقدان ارتباط منطق غلط، سفسطه، حماقت بیهودگی، بیفایده بودن، بیمعنایی اغراق خطا معما اجتماع نقیضین، پارادکس، متناقضنما