امرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ رَ) [ ع. ] (ص.) ۱- بی ریش، پسر.۲ - پسر بدکار، مفعول.مترادفها و واژههای مرتبطبدکاره، بیریش، پشتپایی، ساده، سادهروی، مخنث، مفعول، نامرد، هیزواژه قبلی: امراضواژه بعدی: امرداد