امز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امز. [ اَ م َ زز ] (ع ص ) سخت .(منتهی الارب ). سخت و دشوار و صعب . (ناظم الاطباء).
امز. [ اِ م ِ ] (اِخ ) شهری است در سوریه که بعلت معبد قدیمی آن بنام معبد آفتاب مشهور است . رجوع به لاروس شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امز. [ اَ م َ زز ] (ع ص ) سخت .(منتهی الارب ). سخت و دشوار و صعب . (ناظم الاطباء).
امز. [ اِ م ِ ] (اِخ ) شهری است در سوریه که بعلت معبد قدیمی آن بنام معبد آفتاب مشهور است . رجوع به لاروس شود.