املاط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
املاط. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ مِلْط. رجوع به ملط شود.
املاط. [ اِ ] (ع مص ) افکندن ماده شتربچه ٔ بی موی را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). بچه را بیوکندن اشتر پیش از آنکه موی برآورده باشد. (تاج المصادر بیهقی ).