املوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
املوک . [ اُ ] (اِخ ) از اجداد اعراب است . رجوع به انساب سمعانی شود.
املوک . [ اُ ] (ع اِ) اسم جمع به معنی ملوک . (از اقرب الموارد). پادشاهان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِخ ) قومی از عرب و گویند آنان پادشاهان حمیرند. (از اقرب الموارد). گروهی از عرب یا پادشاهان حمیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج، مالک . (ناظم الاطباء). ◄ جانور کوچکی شبیه به عظاءة که در شن پیدا شود. (از اقرب الموارد).