واژه‌جو

املیسة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

املیسة. [ اِ س َ ] (ع ص ) دشت خشک بی گیاه . املیس . (از منتهی الارب ). رجوع به املیس شود.

معنی املیسة | واژه‌جو