امنع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امنع. [ اَ ن َ ] (ع ص ) با عز و ارجمندی . (ناظم الاطباء). ◄ (ن تف ) منیعتر. بلندتر. استوارتر. (فرهنگ فارسی معین ). ♦ امثال : امنع من ام قرفة . امنع من انف الاسد . امنع من صبی . امنع من عتر . امنع من عقاب الجو . امنع من لهاة اللیث . (از مجمعالامثال میدانی ). امثال دوم و پنجم و ششم در فرائدالادب ضمیمه ٔ المنجد نیز آمده . رجوع به مجمع الامثال و المنجد شود.