امید اصفهانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امید اصفهانی . [ اُ دِ اِ ف َ ] (اِخ ) میرزا محمدخان، پسر باقرخان خوراسکانی . حاکم اصفهان . از شاعران قرن سیزدهم هجری بود. پدرش در فتنه ٔ زندیه کشته شد و برادر بزرگش در زمان پادشاهی آقا محمدخان قاجار بحکومت اصفهان رسید. امید پس از حکومت برادرش بافغانستان رفت و پس از بازگشت ازآنجا در دربار فتحعلی شاه راه جست . از اشعار اوست : هرزه پروازی دل سخت ملولم دارد اندرین شهر بپرسید قفس سازی هست ؟ شیوه ٔ شمع رخ افروختن و سوختن است ما باین خوش که بفکر پر پروانه ٔ ماست . آگه نیم که عمر گرامی چسان گذشت خوابم ربوده بود که این کاروان گذشت . (از مجمعالفصحا چ سنگی ج ٢ ص ٦٥). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.