امیدوار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.)(ص مر.) ۱- آرزومند. ۲- متوقع، منتظر.مترادفها و واژههای مرتبطآرزومند، چشمبهراه، متوقع، مرجو، منتظر ≠ مایوس، نومیدواژه قبلی: امیدلیسواژه بعدی: امیر