امیر داد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امیر داد. [ اَ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کسی که اجرای اوامر شاه در روز مظالم و یا تصدی امور مظالم بعهده ٔ او بود. (فرهنگ فارسی معین ). رئیس عدلیه . قاضی القضاة. (یادداشت مؤلف ). امیر حقوق . (فرهنگ فارسی معین ). میرداد. و رجوع به میرداد و امیر دادی شود.
امیرداد. [ اَ ] (اِخ ) از اعلام است . رجوع به تاریخ افضل ص ٤٩ و جهانگشای جوینی ج ٣ شود.