واژه جو

امیر معزی | رباعیات | شماره ۶۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جانی‌که زمهر توست نقصان نبرد دردی که زکین توست درمان نبرد هرکس‌که تورا به طوع فرمان نبرد گر عالم جان شود ز تو جان نبرد

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۶۱ | واژه جو