واژه جو

امیر معزی | رباعیات | شماره ۶۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون شاه سرای پرده بر هامون زد از دجله و نیل خیمه تا جیحون زد چون باره تازی از میان بیرون زد کیمخت زمین ز گرد بر گردون زد

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۶۹ | واژه جو