واژه جو

امیر معزی | رباعیات | شماره ۷۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر نعمت دشمنت ز حد بیرون شد بنگر که به عاقبت ز محنت چون شد از قارون گر به مال و گنج افزون شد در زیر زمین نهفته چون قارون شد

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۷۱ | واژه جو