واژه جو

امیر معزی | رباعیات | شماره ۸۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تیراندازان همه گرو در بستند بردند گمان که با ملک همدستند آخر همه عاجز و خجل بنشستند وز شرم ملک تیر و کمان بشکستند

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۸۰ | واژه جو