واژه جو

امیر معزی | رباعیات | شماره ۸۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خصمان ملک چو جغد در ویرانند دایم همه را همچو مگس میرانند خود را چو همای از چه قبل می‌دانند کز چشم چو سیمرغ همی پنهانند

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۸۵ | واژه جو