امیر معزی | قطعات | شماره ۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شریف خاطر مسعود سعد سلمان را مسخرست سخن چون پری سلیمان را نسیج وحده که نو حلهای دهد هر روز زکارگاه سخن بارگاه سلطان را ز شادی ادب و عقل او به دار سلام همه سلامت و سعدست سعدسلمان را اگر دلیل بزرگی است فضل پس نه عجب که او دلیل بزرگی است فضل یزدان را