امیرالکبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امیرالکبیر. [ اَ رُل ْ ک َ ] (اِخ ) (الَ ...) محمدبن محمدبن احمدبن عبدالقادربن عبدالعزیزبن محمد سنباوی مالکی ازهری، مشهور به الامیرالکبیر (١١٥٤-١٢٣٢ م .). ازدانشمندان بزرگ عرب . در سنبو متولد شد و بقاهره رفت و در علم مقامی بزرگ و شهرتی یافت و در قاهره درگذشت . از آثار اوست : ١ - اتحاف الانس فی العلمیة و اسم الجنس . ٢ - بهجة الانس و الائتناس شرح زارنی المحبوب فی ریاض الاَّس . ٣ - حاشیة علی شرح الشیخ خالد علی مقدمته الازهریة. ٤ - حاشیة علی شرح ابن هشام لمختصره الشذور. ٥ - حاشیة علی مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب . ٦ - حاشیة علی اتحاف المرید شرح الشیخ عبدالسلام اللقانی . ٧ - حاشیة علی شرح العشماویة ابن ترکی . ٨ - حاشیة علی شرح الملوی علی السمرقندیة فی الاستعارات . ٩ - ضوءالشموع علی شرح المجموع . ١٠ - الکوکب المنیر. ١١ - المجموع . ١٢ - مطلعالنیرین فیما یتعلق بالقدرتین . ١٣ - مناسک الامیر. ١٤ - الوظیفةالشاذلیة. (از معجم المطبوعات ).و رجوع به همین کتاب و ریحانة الادب ج ١ ص ١٠٩ شود.