انباشته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ تِ)(ص مف.) پر کرده، پر شده، مملو.مترادفها و واژههای مرتبطآکنده، انبوه، پر، سرشار، لبالب، مالامال، متراکم، مشحون، ممتلی، مملو ≠ تهی، خالیواژه قبلی: انباشتنواژه بعدی: انباغ