واژه جو

انبوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انبوس .[ اَم ْ ] (اِ) تخمی باشد که آنرا نانخواه گویند و بتقدیم ثالث بثانی هم بنظر آمده است . (برهان قاطع) (از هفت قلزم ) (از آنندراج ). نانخواه . (ناظم الاطباء).

معنی انبوس | واژه جو