واژه جو

انبوهی نمودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انبوهی نمودن . [ اَم ْ ن ُ/ن ِ/ن َ دَ ](مص مرکب ) انبوهی کردن . رجوع به انبوهی کردن شود.

معنی انبوهی نمودن | واژه جو