واژه جو

انبوهیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انبوهیدن . [ اَم ْ دَ] (مص ) انبوییدن . (فرهنگ فارسی معین ). استیاف . (تاج المصادر بیهقی ). بوییدن . و رجوع به انبوییدن شود.

معنی انبوهیدن | واژه جو