انبوه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین( اَ ) (ص.) ۱- بسیار، زیاد. ۲- پر، مملو.مترادفها و واژههای مرتبطپرپشت، مجعدبسیار، فراوان، کثرت، متراکم، متعددتوده ≠ تنکواژه قبلی: انبوسیدنواژه بعدی: انبوهی