واژه جو

انبیاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انبیاج . [ اِم ْ ] (ع مص ) بسختیها و به بوائج رسیدن مردم و افتادن بر مردم سختیها، یقال انباجت علیهم بوائج . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).فرود آمدن سختی و حادثه بر کسی . (یادداشت مؤلف ).

معنی انبیاج | واژه جو