واژه جو

انبیاص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انبیاص . [ اِم ْ ] (ع مص ) پیشی گرفتن . ◄ درگذشتن و کم شدن سایه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). انقباض . (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ). و منه الحدیث : انه کان جالساً فی حجرة قد کاد ینباص عنه الظل . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

معنی انبیاص | واژه جو