واژه جو

انبیاک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انبیاک . [ اِم ْ ] (ع مص ) شوریده شدن رای مردم و نیافتن مخرجی از آن، یقال انباک القوم . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). شوریده شدن و اختلاط رای که مخرجی از آن نیابند. (از ذیل اقرب الموارد).

معنی انبیاک | واژه جو