واژه جو

انبیس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انبیس . [ اَم ْ ] (اِ) خرمن غله ٔ پاک کرده . (برهان قاطع) (آنندراج ) (هفت قلزم ) (انجمن آرا). توده ٔ غله ٔپاک کرده، و فی السامی البصرة انبیس . (فرهنگ رشیدی ). خرمن غله ٔ بادداده و پاک کرده . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی انبیس | واژه جو