واژه جو

انتجال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انتجال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آشکار گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).آشکار شدن . (از اقرب الموارد). ◄ گذشتن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ روشن کردن آب زهیده ٔ بن دیوار را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). صافی کردن آب نجل (زه ) بن دیوار را. ◄ اختیار کردن نَجَل را. (از اقرب الموارد). و رجوع به نجل شود.

معنی انتجال | واژه جو