انتخاب کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گزیدن، برگزیدن، اختیار کردن، ترجیح دادن، گرایش داشتن، تشخیص دادن، تمیز دادن، مشکلپسند بودن نامزد کردن، عقد کردن، پسند کردن، پسندیدن صلاح دانستن، خوش داشتن، اراده کردن منصوب کردن، گماشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گزیدن، برگزیدن، اختیار کردن، ترجیح دادن، گرایش داشتن، تشخیص دادن، تمیز دادن، مشکلپسند بودن نامزد کردن، عقد کردن، پسند کردن، پسندیدن صلاح دانستن، خوش داشتن، اراده کردن منصوب کردن، گماشتن