واژه جو

انتصاب نمودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انتصاب نمودن . [ اِ ت ِ ن ُ/ن ِ/ن َ دَ ] (مص مرکب ) قیام کردن . اقدام کردن : تا دل میل نکند زبان به ارتکاب جرایم انتصاب ننماید. (سندبادنامه ص ٣٢٥).

معنی انتصاب نمودن | واژه جو