انتقال
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جابهجا کردن، منتقل کردن، حمل (انتقال)، نقل، تغییر محل، نقل مکان حملونقل، باربری، ترابری عبورومرور، گذر اعزام، ارسال مخابره اخراج بستهبندی، بارگیری، تخلیه بار، بارخالی کردن، تحویل تبعید، اخراج بلد اسمز آواره، شخص فراری، پناهنده منتقلکننده، جسم منتقلشده حرکت
حمل، حرکت، انتقال اسبابکشی، اثاثکشی، نقل مکان عبور و مرور، گذر اعزام، ارسال اخراج تحرکات، انتقالات، انتقال نیرو تحویل، انتقال ملک