انتیار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتیار. [ اِ ] (ع مص ) نوره مالیدن . (از اقرب الموارد). نوره بکار داشتن یعنی آهک . (مجمل اللغة). آهه (آهک ) بکار داشتن . (تاج المصادر بیهقی ). انتوار. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انتیار. [ اِ ] (ع مص ) نوره مالیدن . (از اقرب الموارد). نوره بکار داشتن یعنی آهک . (مجمل اللغة). آهه (آهک ) بکار داشتن . (تاج المصادر بیهقی ). انتوار. (ناظم الاطباء).