انثار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انثار. [ اِ ] (ع مص ) خون آوردن بزدن نیزه بر کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ارعاف، یقال : طعنه فانثره . (از اقرب الموارد). خون از بینی بیاوردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بر بن بینی افکندن کسی را. ◄ بیرون آوردن آنچه در بینی باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). پاک کردن بینی . (یادداشت مؤلف ). ◄ دم برزدن از بینی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نفس کشیدن از بینی . (یادداشت مؤلف ). ◄ آب در بینی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).