انجار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجار. [ اَ ] (اِخ ) نام ملکی است معروف و سکونت گاه خسرو و شیرین بود. (از آنندراج ). نام ولایتی است که خسرو پرویز باشیرین در شهر آن در زمستان و در ییلاق آن در تابستان می نشست و عشرت میکرد. (از شعوری ج ١ ورق ١٠٧ الف ).
انجار. [ اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش هوراند شهرستان اهر با ٤٧٧ تن سکنه و آب آن از چشمه و محصول آن غلات، سردرختی و توت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
انجار. [ اِ ] (ع اِ) بام خانه . همچو اِجّار. (منتهی الارب ). بام خانه . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). سطح (بام ) و آن لغتی است در اجار. (از اقرب الموارد). ج، اناجیر. (ناظم الاطباء).