انجم دل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجم دل . [اَ ج ُ م ِ دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ستارگانی که از دل برآیند، ظاهراً کنایه از اشک است : هست پستان کرم خشک و من از انجم دل فتح باب از پی پستان بخراسان یابم . خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٢٩٦).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجم دل . [اَ ج ُ م ِ دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ستارگانی که از دل برآیند، ظاهراً کنایه از اشک است : هست پستان کرم خشک و من از انجم دل فتح باب از پی پستان بخراسان یابم . خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٢٩٦).