انجمن گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجمن گشتن . [ اَ ج ُ م َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) گرد آمدن . جمع شدن : چو گشت انجمن لشکر از کشورش سواران جنگ آور از لشکرش . فردوسی . چو گشتند پرمایگان انجمن ز لشکر هر آن کس که بد رای زن ... فردوسی . ♦ انجمن گشتن بر کسی ؛ دور سراو گرد آمدن : چو کاوه برون شد ز درگاه شاه بر او انجمن گشت بازارگاه . فردوسی . بگشتاسب دادند گرزی گران بر او انجمن گشته آهنگران . فردوسی .