انجیرک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجیرک . [ اَ رَ ] (اِ) علف بواسیر. (فرهنگ فارسی معین ). گیاهی است از تیره ٔآلاله ها که گلهای آن زرد است . کاسبرگ آن نیز رنگین وشبیه بگلبرگ های آن میشود بقسمی که هفت گلبرگ زرد و سه کاسبرگ سبز دارد. (از گیاه شناسی گل گلاب ص ١٩٨).
انجیرک . [ اَ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش خاش شهرستان زاهدان با ١٥٠ تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
انجیرک . [ اَ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان با ٣٩٩ تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).