انجین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ )<BR>۱- (ص.) ریزه ریزه.<BR>۲- (اِفا.) ریزه کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) ۱- (ص.) ریزه ریزه. ۲- (اِفا.) ریزه کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انجین . [ اَ ] (اِ) ریزه ریزه . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (نف )ریزه ریزه کننده . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (فرهنگ سروری ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) : دایم آتش بود تنور آشوب اگر انجینش این بود پیوند. ابن یمین (از فرهنگ سروری ). ◄ کاهگل مالنده . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (ناظم الاطباء). ◄ امر به معنی اول نیز هست یعنی ریزه ریزه کن . (از برهان قاطع) (از انجمن آرا) (از آنندراج )(از هفت قلزم ). و رجوع به انجیدن شود.