انج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انج . [ اُ ] (اِخ ) ناحیه ای است از اعمال زوزان بین موصل و ارمینیه . (از معجم البلدان ).
انج . [ اَ ] (پساوند) انگ . مزید مؤخر امکنه است چنانکه در اسامی زیر: ناینج، بنج، غوشفنج، جیرنج، راونج، شابرنج، سوبنج، ریونج، زرنج (زرنگ )، زوالقنج، اسفرنج، فوشنج (فوشنگ )، بوشنج . (از یادداشت مؤلف ).
انج . [ اَ ] (اِ) اطراف و گرداگرد روی و رخسار. (برهان قاطع) (آنندراج ) (از هفت قلزم ). روی و رخسار و گرداگرد روی . (ناظم الاطباء). گرداگرد روی . (فرهنگ سروری ). اطراف چهره . ◄ بینی کشیده . (فرهنگ میرزا ابراهیم ). ◄ بیرون رفتن . (برهان قاطع) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (هفت قلزم ) (مؤید الفضلاء). ◄ بیرون کشیدن . ◄ (فعل امر) امر به این معنی [ بیرون کشیدن ] هم هست یعنی بیرون بکش . (برهان قاطع) (آنندراج ) (هفت قلزم ). ◄ (حامص ) بیرون روی . (از شرفنامه از مؤید الفضلاء).