انحصاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)<BR>۱- منسوب به انحصار.<BR>۲- منحصر، متعلق به شخص و مؤسسه یا گروهی معین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- منسوب به انحصار. ۲- منحصر، متعلق به شخص و مؤسسه یا گروهی معین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انحصاری . [ اِ ح ِ ] (ص نسبی ) منسوب به انحصار. ◄ منحصر: فروش ... انحصاری است . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ طیفی واژهدان
دافع، دورکننده، مستثناکننده، محرومکننده، سلبکننده، تحریمکننده یکقطبی اختصاصی انحصارطلب، انحصارگرا فاقد، محروم، بینصیب سلبی
واژگان فارسی سره واژهدان
ویژه سازی